دخمل مامان
جدا اصلا نمی رسم بیام بنویسم یعنی حتی یه لحظه هم نمی زاری پای کامی بشینم
برای همین یه دفتر برداشتم که شیرین کاریهای روزانتو بنویسم و هر کدوم هم شد بیام تو وبلاگت وارد کنم .
هزار اله اکبر انقدر شیطون شدی که چند روز پیش مامان بزرگ مس گفت تو بچه زاییدی یا تخم جن خخخخخخخخخ
بعد از دوماه او اندی چهار تا دنددون اسیاب در اوردی و از اون حالت بد عذایی افتضاح در اومدی ولی همچنان خیلی کم می خوردی . روزانه سه تا چهار مدل غذا داری تا از هر کدوم یکم بخوری ولی متاسفانه امروز که بردم بهداشت فقط 200 گرم اضافه کرده بودی و شده بودی تازه 11 کیلو کلی ناراحت شدم ولی چه میشه کرد امیدوارم تنت سالم باشه مادرررررررررررررررررررر
به ماان جون یگی ماما جااااااااااا و بابا جون رو بابا جا و انقدر با ناز اینو می گی دلم میره برات به مامان بزرگ میگی مامانی و بابا بزرگ همچنان عبییییییییییی گاهی هم میگی بابا عبی
به بابا هم می گی بابایی خولاصه تو لوس کردن خودت محشری
یاد گرفتی از مامان بزرگا نماز می خونی و قنوت می ری تا اذون میشه اله اله می گی قربونت برم در پناه خدا باشی همیشه
ازت که می پرسی چند سالته می گی یه شال و با انگشت نشون می دی
تا اسمتو می پرسیم با ناز و ادا میگی ابااااااااااااااا بیشتر شبیه ب می گی تا و
خیلی روزا میریم پارک که خیلی هم دوست داری و به بچه ها نگاه می کنی و می گی بچه هااااااا
متاسفانه بچه ها رو می زنی البته بیشتر وقتی که نوبتو رعایت نکنن یا سرسره رو بر عکس برن و البته بچه های مظلومو هم می زنی پریروزا بچه خاله لیلا رو به خاطر اینکه طفلی خیلی مظلومه زدی و چون قدت کوتاه ترشه رو پ پنجه پا میستس و زدی تو کلش خخخخخخخخخخ
خولاصه کلی کارات با نمکه والبته خیلی لجبازی هم می کنی و نق و گریه با این حال این لحظات رو دلم نماد حتی یه دقه از دست بدم
بوس واسه دخمل نازمممممم


دخمل مامان
